تبليغاتX

تا پانزده ثانیه دیگر شما به وبلاگ اصلی منتقل خواهید شد

 
بیا تو چه خبر؟ - مهمترین وقايع تاريخي 30/9/85
بیا تو چه خبر؟

راديوفردا7

You're Welcome

کلي مطلب باحال اين پايينه اگه وقتشو داشتي حتما ببين

سلام این وبلاگ به بهترین ها برای شما انتقال پیدا کرد


اعتراض به فیلم 300اسپارتی و تحریف و توهین به تاریخ ایرانیان و جهان

متن فارسی اعتراض

 

ز همه دوستاني که پيام مي گذارند سپاسگزارم)نگارشي نو-آرشيو نگارشها

این وبلاگ به بهترین ها برای شما انتقال پیدا کرد

مظفرالدين شاه خواستهاي سران انقلاب مشروطيت را پذيرفت
مظفرالدين شاه
21 دسامبر سال 1905 انقلاب مشروطيت ايران به پيروزي نهايي نزديك شد ، زيرا در اين روز مظفرالدين شاه با خواست چهارگانه متحصنين در قم و شهرري و ... كه شمار آنان به بيش از ده هزارتن رسيده بود موافقت كرد و دستور داد كه كالسكه هاي سلطنتي و درشكه هاي موجود در تهران براي باز گرداندن متحصنين به شهرري فرستاده شوند و در تهران با عين الدوله رئيس الوزراء براي اجراي خواستهاي خود مداكره كنند .
     اين مذاكرات ماه بعد (ژانويه سال 1906 ) به صدور فرمان تاسيس عدالتخانه ( مجلس شورا ) انجاميد.
    انقلاب مشروطيت با گران شدن قند و شكر به علت جنگ ژاپن و روسيه در خاور دور ، آغاز شده بود و روي بهاي ساير اجناس تاثير گذاشته بود ، زيرا كه علاء الدوله حاكم تهران بدون توجه به علت گراني كه از خارج تحميل شده بود چند تاجر از جمله سيد هاشم قندي را فلك كرده بود كه بازاريان به روحانيون متوسل شدند و اعتراض و اعتصاب و تحصن آغاز شد.البته منكر دست انگليسي ها هم در اين كار نمي توان شد ، زيرا كه سران حكومت قاجارها تمايل بيشتري به روسيه ، رقيب استعماري انگلستان ، داشتند و .... در اين ميان روحانيون با فروش زمين مجاور امامزاده سيد ولي با اجازه شيخ فضل الله نوري به بانك روس مخالفت كردند و مردم باتخريب عمارتي كه در آن زمين در حال احداث بود جرات بيشتري براي اعتراض كردن به دست آوردند و بر دامنه اعتراضات و اعتصابات افزوده شد.
سه سال زندان مجازات ميهندوستي دكتر مصدق!
21 دسامبر سال1953 ( 30 آذر 1332 خورشيدي ) راي محكمه نظامي تهران که شب پيش از آن دكتر محمد مصدق را به سه سال زندان مجرد محكوم كرده بود انتشار يافت . اتهام وي ضديت با نظام سلطنتي، سرپيچي از قبول فرمان شاه و دستور سركوبي کودتاگران در روزهاي 25 تا 28 مرداد بود !. در همان جلسه اعلام شده بود که سرتيپ رياحي نيز به دو سال زندان تاديبي محکوم شده است.
    دكتر مصدق در طول محاكمه حتي يك بار دادستان محكمه را، به عنوان آقاي دادستان خطاب نكرد، و همواره او را « اين مرد! » مورد اشاره قرار مي داد . وي در آخرين دفاع خود هم يك بار ديگر گفته بود كه طبق قانون اساسي، رئيس دولت ايران تنها با راي عدم اعتماد مجلس مي تواند بر كنار شود و لذا بركنار كردن او يك كودتا بوده، وي نخست وزير قانوني كشور است و اين كودتاگران هستند كه بايد بركرسي اتهام بنشينند، نه او .
    اصحاب نظر پس از انتشار اين راي ضمن انتقاد از آن گفته بودند که مفهوم ديگر اين حكم اين است كه هر دولت حاكم بايد بنشيند و دست روي دست بگذارد كه يك گروه هركار دلش خواست بكند از جمله دست به كودتا بر ضد دولت منتخب مردم بزند . مردم دولت انتخاب مي كنند كه امنيت و قانون رعايت شود.
    اين حكم چهار ماه پس از كودتا صادر شد. دكتر مصدق كه ازآغاز محاكمه خود را نخست وزير معرفي كرده و صلاجيت محكمه را رد كرده بود خواست كه پرونده به ديوان كشور كه جاي رسيدگي به اتهامات وارده به نخست وزير و وزيران است ارجاع شود ، ولي اعضاي محكمه اين درخواست را رد كردند و آن را بعدا به منزله تقاضاي تجديد نظر تلقي كردند و پرونده به محكمه تجديد نظر نظامي ارسال شد و اين محكمه هم مجازات سه سال زندان براي رهبر يك ملت را كه گناهي جز ميهندوستي و خدمت به هموطنان مرتكب نشده بود تاييد كرد . تازه به اين هم اكتفا نشد و دكتر مصدق پس از تحمل اين زندان به احمد تبعيد شد و تا پايان عمر در اين تبعيد غير قانوني باقي ماند!.آن دولت پس از فوت هم اجازه نداد كه ملت در آخرين وداع با رهبر خود شركت جويد و.... مفهوم اين عمل اين است كه از جسد بي جان او هم مي ترسيد ، چه رسد به ذكر نامش .
    دولت وقت همزمان با انتشار حكم محكمه، براي ارعاب مردم و بازداري آنان از اعتراض و تظاهرات خياباني اعلام كرده بود كه سرتيپ تيمور بختيار فرمانده لشكر زرهي تهران فرماندار نظامي پايتخت شده است. اعلام نام تيمور بختيار كه شهرت خشونت و قلدري داشت باعث ترس و نگراني مردم شد. دولت در عين حال براي جلب نظر كارمندان دولت و انحراف حواس آنان اعلام كرده بود كه كار تقسيم زمين هاي نارمك ميان كارمندان از همان روز آغاز شده و در آنجا برايشان شهركي مدرن ساخته خواهد شد. به علاوه وعده تجديد نظر در دريافتي كاركنان دولت و شهرداري ها و افزايش آن و نيز برگزاري يك انتخابات آزاد( با وجود حكومت نظامي ! ) را براي دو هفته بعد داده بود و روزنامه ها را مجبور به بزرگ جلوه دادن كمك هاي نقدي بلاعوض آمريكا كرده بود كه نويد بهبود وضع اقتصاد را مي داد.
تصميمها و وعده هاي زيباي سال 1358 در مورد زمين و مسکن
در اين روز در سال 1358 رئيس بنياد مسكن انقلاب اسلامي( آيت الله خسروشاهي) اعلام كرد كه بانك مسكن امور زمين و خانه را برعهده خواهد داشت و همه خانه ها و اراضي واگذاري و يا تصاحب شده پس از انقلاب پس گرفته خواهد شد و تاكيد كرد كه متجاوزان به اراضي دولت و مردم و متصرفان منازل چنانچه داوطلبانه خود را معرفي نكنند، شناسائي و به دادگاههاي انقلاب تسليم خواهند شد. وي گفت كه وجود بيش از حد بنگاه معاملات مستغلات باعث گراني مسكن و نيز جعل سند و تقلبات ديگر از جمله تصرف عدواني مال غير و اراضي دولت خواهد شد و واسطه گري مستغلات نياز به ضابطه دارد. او در حالي كه با تاكيد گفت انقلاب دست كسي را يراي تجاوز به اراضي دولتي باز نگذارده است خبرداد كه بهره وام مسكن حذف شده و شامل وامهاي قديم هم خواهد شد و نيز قانون اراضي موات اجازه مي دهد كه مالكان يك خانه و يك آپارتمان تنها بتوانند براي يك زمين ديگر پروانه ساختمان بگيرند. ما اجازه نخواهيم داد كه معاملات مستغلات به وضعيت ناهنجاري كه در دوران طاغوت داشت باز گردد زيرا كه مسكن وسيله ضروري زندگاني است ، نه تجارت و انباشت پول.
    اينك ( پايان آذر ماه 1382 ) پس از گذشت 24 سال بايد بررسي كرد كه اظهارات رئيس بنياد مسكن تا چه اندازه عملي شده است.
    
سر زمين هاي جداشده امپراتوري باستاني پارس به صورت کانون جهاني بحران درآمده اند

     دسامبر 2003 ، پس از 24 سال با توجه به تشديد بحران در عراق و افغانستان و مشاهده مسائلي در گوشه و كنار منطقه اي كه از كشمير تا فلسطين و از گرجستان تا كناره غربي رود سند امتداد دارد ، بارديگر اصحاب نظر نقشه امپراتوري پارس باستان را نشان مي دهند كه كانون بحران ها بارديگر به آنجا منتقل شده است. در دسامبر سال 1979 پس از ورود نيروهاي شوروي به افغانستان و سال بعد جنگ عراق و ايران و پس از آن بحران لبنان و ... موضوع بحران در قلمرو ايران باستان را به ميان آورده بود كه ماهها درباره اش بحث تلويزيوني بود. نتيجه گيري هاي آن زمان كه به قوت خود باقي مانده اند نشان مي داد كه وجود نوعي همكاري و هماهنگي ميان دولتهاي اين منطقه مي تواند از پيدايش و ادامه چنين بحرانهايي جلوگيري كند. در اين زمينه به عقايد «هردر» فيلسوف آلماني استناد شده بود كه «فرهنگ» نقش قاطعي در
    تفاهم ، پيشرفت ، همكاري ، هماهنگي و تعاون مردم دارد كه جمع اين عوامل و بكار گيري آنها از پيدايش بحران و مسئله و وقوع هر پيشامد ناخواسته جلوگيري مي كند.
    ناحيه اي را كه اصحاب نظر در دسامبر 2003 بار ديگر برآن نام منطقه بحران ها نهاده اند تا قرن هفتم امپراتوري پارسها خوانده مي شد . اواسط قرن هفتم ، در اين منطقه تنها قدرت منتقل شد و بر جاي ساسانيان عباسيان نشستند . مركز حكومت
     ( پايتخت ) تنها چند فرسنگ تغيير كرد و قطعات امپراتوري همچنان با هم بودند. بعدا كه سلجوقيان آمدند باز در ساختار تغييري حاصل نشد و فقط « قدرت » دست به دست گرديد. صفوي ها به اين وضعيت انسجام بيشتري دادند و نادر شاه به زور شمشير آن قسمتهايي را هم كه رها شده بودند دوباره به جاي اول باز گردانيد.
     پس از آغا محمدخان قاجار ، قدرت هاي استعماري وقت با اين كه ظاهر ساختار
    را به هم ريختند ، با زير بال گرفتن بخشهاي جدا شده تلاش كردند كه بحران به وجود نيايد ، لذا فرهنگ مشترك به همان صورت باقي ماند.
    پس از ناپديد شدن تزارها از صحنه روسيه ، شوروي و انگلستان هر دو كوشيدند به نوعي اتحاد فرهنگي و رواني منطقه برقرار بماند و پيمانهاي دوستي ايران ، تركيه ، افغانستان و عراق با يكديگر و معروفترين آنها پيمان سعد آباد به همين دليل بود.
    جنگ جهاني دوم و متعاقب آن جنگ سرد ، يكپارچگي رواني و فرهنگي منطقه
     ( سرزمين امپراتوري باستاني پارس) را فرو پاشاند ؛ مسئله كشمير در يك سوي و مسئله فلسطين در سوي ديگر به وجود آمد و افغانستان راه جداگانه اي در پيش گرفت و به غرب نزديك نشد. پيمان بغداد در جهتي ديگر ايران ، تركيه ، عراق و پاكستان را در كنار هم قرار داد كه با كنار رفتن عراق ، مرزهاي ايران و تركيه از ناحيه آن كشور نا امن شدند و يكپارچگي رواني منطقه متزلزل گرديد . اتحاد ايران ، تركيه و پاكستان با اين كه بعدا شكل عمران منطقه اي به خود گرفت نتوانست يكپارچگي رواني سابق را برقرار كند كه تغييرات شديد در افغانستان در سال 1978 و قبل از آن خصمانه شدن روابط عراق با ايران و مداخله ايران به اشاره آمريكا در ضديت كردها با دولت مركزي عراق بر وسعت اين جدايي منطقه اي افزود و بعدا جنگ هشت ساله ايران و عراق اين جدايي را بيشتر كرد .
     دولت افغانستان قبل از كودتاي محمد داود خان ، چند بار در صدد اتحادي بيش از وحدت رواني با ايران برآمده بود كه مقامات وقت ايران « كوته نظرانه » آن را به حساب گرفتن سهمي از نفت گذارده و روي خوش نشان نداده بودند كه اگر داده بودند ؛ افغانستان به راه سابق ادامه داده بود و منطقه قيافه ديگري داشت. اين جدائي ها و تفرقه سبب شد كه از فرو پاشي شوروي كه فرصت بزرگي براي جمع شدن دوباره و تقويت فرهنگ مشترك و همبستگي رواني و خويشاوندي مردم ساكن در سرزمين هاي امپراتوري پارس باستان استفاده نشود و دامنه دار شدن همين تفرقه به مداخله از خارج و بحران امروز انجاميده است.
    
در قلمرو انديشه
نگاهي به نوشته ها و انديشه هاي ابن رشد به مناسبت سالروز درگذشت او
در اين روز در دسامبر سال 1198 ميلادي ابن رشد ( ابوالوليد محمد ) انديشمند و نويسنده بنام عرب اسپانيايي كه در جهان غرب به Averross
     معروف است ديده از جهان فروبست. وي در سال 1128 ميلادي در قرطبه ( كوردبا ) اسپانيا در خانواده يك قاضي به دنيا آمده بود و در شته هاي فلسفه ، قانون و پزشكي تحصيل و در كتابخانه بزرگ الحكم حكمران اموي اسپانيا مطالعه كرده بود.
    او سالها به دعوت ابو يعقوب حكمران مراكش در اين سرزمين بسر برد. از او 87 كتاب در 20 هزار صفحه برجاي مانده است كه معروفترين انها : تفسيري بر افكار ارسطو ، قانون ، كليات فلسفه ، نگاهي به جمهوري افلاتون ، تحفه التحفه در تفسير عقايد غزالي ، تطورات تاريخي . كتاب در حركت فلكي ، الموسيقي و كتاب كليات في طب هستند.
    ابن رشد روش نويني براي نو شتن تفسير و تلخيص ابتكار كرده است كه هنوز كهنه نشده است . طبق نظريه فلسفي ابن رشد ، انسان كاملا بر سرنوشت خود حاكم نيست .در كتاب طب كه به پايه « قانون » ابن سينا نمي رسد روش پيشگيري از امراض را ارائه داده است كه در آن زمان تازگي داشت . افكار ابن رشد كه مترفي بود در تجديد حيات علوم ، ادبيات و هنر در اروپا ( رنسانس ) تاثير چشمگير داشت.
دنياي ورزش
امپراتور روم بازيهاي المپيك را عملي مغاير مسيحيت اعلام كرد !
تئودوسيوس امپراتور وقت روم كه مسيحي شده بود 21 دسامبر سال393 ميلادي مسابقه هاي المپيك را كه از سال 776 پيش از ميلاد به مدت 1169 سال لاينقطع حتي در سالهاي جنگ ادامه داشت و نوعي رقابت مسالمت آميز پهلوانها و هنرمندان شناخته شده بود عملي مغاير مسيحيت اعلام و تعطيل كرد. در فرمان تئودوسيوس تصريح شده بود كه مسابقه هاي المپيك غير مذهبي و گناه است و براي هميشه ممنوع خواهد بود. اين رقابتها از ژوئيه 776 سال پيش از ميلاد آغاز شده بود و در زمان معين در يونان انجام مي گرفت.
     مسابقه هاي المپيك در قسمت ورزش بدني، پس از يك وقفه1603 ساله از سال 1896 با همان تشريفات قديم و مشعل در همان ماه ژوئيه ، ولي اين دفعه هر چهار سال يك بار از سرگرفته شده است و داراي يك كميسيون جهاني برگزار كننده است تا گرفتار تصميم يك امپراتور نشود. مسابقه هاي هنري ، علمي و ادبي به صورت ها و عناوين مختلف احياء شده و يا در شرف بين المللي شدن است.
     قرار نبود كه سياست در امر ورزش مخصوصا مسابقه هاي جهاني مداخله داشته باشد ، ولي در بيست و دومين دور تازه بازيهاي المپيك كه در ژوئيه 1980 در مسكو برگزار شد آمريكا ، آلمان و ژاپن به نشانه اعتراض به مداخله نظامي شوروي در افغانستان شركت نكرده بودند و عملا اين بازيها را تحريم كرده بودند!.
لينک مطلب نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 12:54  توسط   | 


اخبار
ايران
جهان
ورزشي
حوادث
سينما
موسيقي
اقتصادي
علم
هنر
فرهنگ
مقالات
داستان
آي تي
شما